مرتضى راوندى
221
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
. . . تا چند به خوان چرخ بايد برد * از بهر دونان جفاى دونانم ؟ اين شعر را قائم مقام در نكوهش اللهيار خان آصف الدوله كه در جنگ دوّم ايران و روس ، فرار را بر قرار ترجيح داده سروده است : بگريزد به هنگام ، كه هنگام گريز است * رو در پى جان باش كه جان ، سخت عزيز است اى خائن نان و نمك شاه و وليعهد * حق نمك شاه و وليعهد گريز است ؟ آن صلح بههم برزن و از جنگ به در زن * نه مرد نبرد است ، زنى قبحه و هيز است گويد كه غلام در شاهنشهم ، امّا * باللّه نه غلام است ، اگر هست كنيز است برگشته به صد خوارى و بيعارى و اينك * باز از پى اخذ و طمع دانگ و قفيز است حاشا كه توان آهن و پولاد بريدن * با دشنه چوبين ، كه نه تند است و نه تيز است » « 1 » قائم مقام ، تنها در عالم سياست قهرمان نيست بلكه در بين نويسندگان نيز ، مردى مبدع و مبتكر است . قدرت قلم و سحر بيان او به حدى بود كه شاه از گفتگو و مصاحبه با او بيم داشت و خود را همواره محكوم منطق و استدلال او مىديد . هنگامى كه وى را به حكم محمد شاه بازداشت كردند ، شاه گفت : « قلم و قرطاس « 2 » از دست او بگيرند و اگر خواهد شرحى بر من نگار كند ، نيز نگذارند ، كه سحرى در قلم و جادويى در بنان و بيان اوست كه اگر خط او را ببينم ، فريفته شوم و او را رها كنم . » « 3 » نمونهاى از آثار منثور قائم مقام نامهاى دوستانه از قائم مقام : « مهربان من ، ديشب كه به خانه آمدم ، خانه را صحن گلزار و طبلهء عطار ديدم ، ضعيفهء « 4 » مستغنى الوصف « 5 » كه مايهء ناز و محرم راز بود گفت : امروز ظهر ، قاصدى نامه سر به مهر آورد كه سربسته در طاق ايوان و گلدسته باغ رضوان است . . . فى الفور در كمال شوق و شعف : مهر از سر نامه بر گرفتم * گويى كه سر گلابدان است ندانستم نامه خط شماست يا نافه مشك ختا . نگارخانهء چين است يا نگارخانهء عنبرين :
--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، پيشين ، جلد اول ، ص 75 . ( 2 ) . كاغذ ( 3 ) . ناسخ التواريخ ( قاجاريه ) وقايع سال 1251 ه . ق . ( 4 ) . زن ( 5 ) . بىنياز از توصيف